Date Range
Date Range
Date Range
A Cop, A Nurse, 3 Dogs, and Maybe Baby? Trying to get knocked up and stay knocked up for the second time. Saturday, April 11, 2015. Whoops - Sorry to leave you hanging. Maybe in November? My mom is just such a volatile combination and my in laws are currently visiting. Wednesday, April 01, 2015.
دچار تغییرات زیادی شده و این مدت که نبودم درگیر زندگی شخصی خودم بودم. امروز که بعد مدتها اومدم و مدیریتو باز کردم تو فکر رفتم. امیدوارم کسایی که باهام دوست بودن و بهم محبت داشتن وهمراهم بودن همیشه شاد باشن.
امروز یعنی دقیقتر بگم امشب تصمیم گرفتم یه وبلاگ تاسیس کنم واسه نوشته هام شاید دیر به دیر اپ بشه ولی بالاخره اپ میشه نگران نباشید. میخوام از هر دری بحرفم از کارهای روزمره یا داستانها یا شایدم مطالبی رو از جایی کپی کنم و بذارم اره دیگه وقتی مطلب نداشته باشم کار به اونجا میرسه. از اسمم نپرسید نمیدونم چرا دلم میخواد همه منو حسین ۱۳ صدا کنن البته با صدای خیلی بلندو رسا و بلیغ خب دیگه جوونمو دلم خیلی چیزا میخواد. یک دو سه از الان وبلاگ نویسی من شروع شد.
سلام جوونای عزیز ازاینکه به وبلاگ ما سر زدید ممنونیم. لطفا پس از اینکه مطالب وبلاگ رو خوندید نظرتون رو درباره مطلب زیر بنویسید. هيچ محبت بي ارزشي وجود ندارد .
تمام شعرهای جهان پشت پلکهایت منتظرند. بالاخره درست شد وخوشبختانه آرشیو من صحیح و سالمه. ممنون از بلاگفا خسته نباشید. هرچه بلعیده دارد بالا میآورد. همین که دریا آرام گرفت. که دو گیلاس سرخ همزاد به دوگوشش آویخته بود. و به ناخنهایش برگ گل کوکب چسبانده بود.