Date Range
Date Range
Date Range
No ad un silenzio complice, si ad un silenzio partecipe. Garda il TG Verde su. Per il presepe che ci accompagna ogni giorno. Io digiunerò il 23 novembre p.
همه چيز مى تواند مرا خوشحال كند. اما هيچ چيز نمى تواند غم مرا ببرد. چین و چروک رو صورت . تنها بیدار باید بود تنها باید بود.
پله پله تا ملاقات خدا! من این شانس رو داشتم که این روزها درس بزرگی رو هرچند دیر یاد بگیرم. همیشه فکر میکردم هیولا شاخ .
پسرک بازیگوش آرام شده بود. مچ دستش در دستم بود. نگاه مضطربش به دنبال عمو می گشت. تا به حال ندیده بودمش. تنها امانتی بود که مردی به منش سپرد و به سیل جمعیت پیوست. کم کم آرام دستم را از دور مچش باز کردم و کف دستش را گرفتم. نگاهش نکردم اما حس کردم دلش آرام گرفت. چند لحظه بعد مشتاقانه عمویش را نشان داد که دیگر ضریح را در آغوش گرفته بود. اما من نمی دیدم چرا که چشمهایم تنها در پی حفظ امانت بود. لحظاتی بعد که رفتند تنها من بودم و اشکهایی که می گفتند .
رو به بابام که هم معلمه هم اولین مرد زندگیمه. به معلمام هم تبریک میگم. یه لبخندی زد و گفت مهم نیست. گفت مهم نیست چیزایی که مهم نیست و رفت. سرمو بالا آوردم تا رفتنشو ببینم. نگاه نکن چیزی رو که برات مهم نیست. من هیچوقت نگفتم مهم نیستی. مهم نیست این دل من. مهم نیست درد و دلام.